viagra wholesale buy cheap deal pill viagra viagra practice buy viagra online buy prescription buy viagra hydroxycut cheapest generic viagra diet pills
logo

تمامی وسایل ارتباط جمعی بدون استثنا قطعا به گشوده شدن فضای اجتماعی و سیاسی کمک کرده‌اند اما همزمان حکومت‌ها هم سعی کرده‌اند از این وسایل به‌ عنوان ابزار سرکوب استفاده کنند. بنابراین میل حکومت‌ها به سرکوب هیچ ربطی به نقش‌آفرینی ذاتی وسایل ارتباط جمعی ندارد. دقیق‌تر بگویم وسایل ارتباط جمعی و به طور کلی مقوله ارتباط، ماهیت رهایی‌بخش دارند.

a_e
a_e
a_e
 
 

 

mfoi_rss_feed.xml
0

پيش‌پاافتاده‌مان؟ آيا نوآوري‌ها و نوجويي‌هاي‌ يا اصرارهاي معمول و مكرر‌مان‌. چقدر تلخ است تکرار اين رنج كه بهانه توقيف‌‌مان بي‌بها بوده است.
در همين حال، به دست خود به شدت بر عوامل خطر افزوده‌ايم. براي اينکه از بهانه‌جويي‌هاي احتمالي اندکي بکاهيم به رأي و دست خويش همکاراني را به سانسور نوشته‌ها گمارده‌ايم تا از منظر مبهم و کشف‌ناپذير توقيف‌کنندگان به نوشته‌هامان بنگرند و بر آن‌ها خط قرمز بکشند. اين گونه نه تنها بر عصبيت تحريريه، کدورت بي دليل و سرخوردگي ميان خود دامن زده‌ايم، بلکه نگاه دقيق، قدرت تجزيه و تحليل، روحيه تلاش براي جست‌وجوگري‌هاي روزنامه‌نگارانه را نيز در خويش کشته‌ايم. مهم‌تر، به شيوه‌اي خوار کننده و غير انساني مقام يک روزنامه‌نگار با تجربه را به «سانسورچي» تنزل داده‌ايم.
با وجود توقيف‌ها و ناروايي‌ها بايد بياموزيم و بدانيم راه روزنامه‌نگاري مستقل و آزاد هموار نيست. در روزنامه‌نگاري حرفه‌اي، هر يک از توليدکنندگان، از خبرنگاران تا دبيران، معاونان سردبير و سردبيران، خود را آخرين حلقه انتشار مي‌دانند و به هيچ روي از دقت و اطمينان يافتن از درستي آنچه مي‌نگارند يا عبور مي‌دهند فروگذار نمي‌كنند. آنچه به سخن روزنامه‌نگاران حرفه‌اي استحکام مي‌بخشد، دقت، توازن و انصاف است و آنچه به آن‌ها آرامش مي‌بخشد، دانش و احاطه به موضوعات است. آنان هيچ صفحه، مطلب و حتي کلمه‌اي را پوشال صفحات سياسي حزبي نمي‌انگارند. بپذيريم كه به اين آموزش بهاي كافي نداده‌ايم و به كمك هم بكوشيم بر اين ضعف فائق آئيم.
اين وظيفه روزنامه‌نگاران است که به کژرفتاري‌ها بپردازند. روزنامه نگاري بدون چنين قاعده‌اي از معنا تهي است. اين کار در هر جامعه‌‌اي خطرات خود را دارد. در فضاي به غايت سياست‌زده کشور ما، توقيف نشرياتي كه همه موازين و دقت‌هاي حرفه‌اي را رعايت مي‌كنند گرچه ممکن، اما دشوارتر و مستلزم پرداخت تاوان سنگين‌تر از سوي توقيف کنندگان است.

حسن نمك‌دوست تهراني - 21 مرداد 86

در توجيه توقيف مطبوعات دليلي نمي‌توان اقامه كرد؛ اگر انصاف در ميان باشد. آيا اين سخن بدين معناست كه مطبوعات اشتباه و خطا نمي‌كنند؟ به هيچ روي. مطبوعات گرفتار اشتباه مي‌شوند و لاجرم بايد پاسخگوي خطاي‌شان باشند، ‌اما مجازات مطبوعات حتي «خطاکار» به يقين اعدام نيست. بر خلاف تصور معمول، مطبوعات آئينه جامعه نيستند، خود جامعه‌اند. زندگي جامعه در رگ و پي مطبوعات جريان دارد و از همين رو جامعه‌اي كه دست به توقيف مطبوعات مي‌زند، خود را از «شر» نمي‌رهاند، انكار خويش را كتمان مي‌کند. اگر كساني مطبوعات را به دروغگويي متهم مي‌كنند پيشاپيش گواهي داده‌اند جامعه دروغگوست، اگر مدعي‌اند مطبوعات تفرقه‌‌انگيزند، شهادت داده‌‌اند كه جامعه تفرقه‌خيز است، اگر مطبوعات را برهم‌زننده نظم و برباد دهنده اخلاق مي‌انگارند، جامعه را بي‌نظم و به‌دور از اخلاق انگاشته‌اند، ورنه جامعه‌اي سالم، به‌طور طبيعي، نه مطبوعات «توطئه‌گر» و «نفاق‌انگيز» مي‌زايد و نه به آن‌ها مجال پر و بال مي‌دهد.
سياست توقيف، گرچه هيچ گاه گره‌اي از کاري فروبسته نگشوده است، اما سال‌هاست که در دستور كار است. و افسوس، آنان که با بزرگ نمايي «خطا»ي مطبوعات بر توقيف نشريات اصرار ورزيده‌اند، غافلند که به دست خود ارتکاب اشتباه را به مطبوعات تحميل مي‌كنند. توقيف، تحريريه‌ها را از بالندگي باز‌مي‌دارد و آنان را در كودكي مدام و لاجرم تکرار اشتباهات محبوس مي‌كند. از توقيف، هيچ چيز جز توقيف زاده نمي‌شود.
در اين ميان حكايت ما روزنامه‌نگاران چگونه است؟ با وجود تلفات بس سنگين، درس ناموخته‌ايم. بر اين گمان پاي مي‌فشاريم که توقيف‌كنندگان، با صدور مجوز انتشار هر نشريه يا موافقت با بازانتشار يک روزنامه، در کمين بستن آن لحظه‌شماري مي‌كنند، و از اين پرسش تن مي‌زنيم: چرا آناني که از اساس مي‌توانند مانع تولد يک نشريه شوند به مصائب در بند کردن آن تن مي‌دهند؟ از استدلال‌هاي كليشه‌اي غيرموجه دست برداريم و قدري در اشتباه خود تعمق کنيم. آيا به‌راستي بحث‌هاي دقيق و مستدل‌مان، با هر ميزان تندي و گرمي، مستمسك و بهانه توقيف‌‌ها بوده‌اند، يا اشتباهات پرهيزكردني و
dar_+had_mojaz

نقل مطالب وب سايت رسانه ها و آزادي اطلاعات با ذکر مأخذ آزاد است.